طراحی سایت اینتن

بهترین ضرب المثل کودکانه

0 رجبی
بهترین ضرب المثل کودکانه
به این پست امتیاز دهید

ضرب المثل کودکانه : حتما شما هم در بارها در طول مکالمه های خود ضرب المثل های را بکار برده اید یا از افراد دیگری شنیده اید. ضرب المثل ها عبارتهای عبرت انگیز و مشهوری هستند که به گفتاری نکته اموز یا داستانی در گذشته اشاره داشته اند. در واقع در بیشتر زمان ها با بکار بردن ضرب المثل از بیان توضیحات بیشتر جلوگیری می شود. اگر علاقه بسیار زیادی به ضرب المثل ها دارید حتما به مقاله ضرب المثل با داستان هم سربزنید.

ضرب المثل های برای کودکان

در ادامه این مقاله شما با بهترین و جذابترین ضرب المثل های کودکانه با نقاشی و متنی آشنا خواهید شد با ما همرا ه باشید. در این مقاله سعی کرده ایم ضرب المثل های کودکانه و جذاب را برای شما عزیزان ارائه کنیم با ما همراه باشید.

آش نخورده و دهن سوخته

ضرب المثل کودکانه با معنی : در روزگارهای قدیم مرد پارچه فروشی بود که در شهر مغازه ی داشت. این مرد پارچه فروش یک شاگرد داشت که البته شاگردش بسیار مودب و خوب بود اما خجالتی بود.

همسر مرد پارچه فروش، کدبانو بود و دستپخت بسیار خوبی داشت و هر کسی دوست داشت از اش های خوشمزه این کدبانو بخورد. اما روزی مرد مریض شد و نمیتوانست به حجره اش برود. شاگرد او در حجره را باز کرده و جلوی در را با اب تمیز کرد و آن را جارو نمود اما هر چقدر منتظر ماند خبری از تاجر نشد و او نیامد.

قبل از ظهر بود که خبر رسید تاجر مریض شده است و او باید به سراغ دکتر برود. شاگرد سریع در حجره را بست و برای تهیه دارو رفت و دارو خرید و زمانی که به خانه برگشت دیگر طرفای ظهر بود. شاگر که قصد داشت دارو را تحویل بدهد و برگردد اما همسر تاجر به او خیلی اصرار کرد که برای ناهار بماند و همراه شان غذا بخورد.

غذای که همسر تاجر برای ناهار درست کرده بود، آش بود. همسر تاجر سفره را پهن کرد و بر روی سفره، کاسه های آش را گذاشت. تاجر هم برای شستن دست هایش به حیاط رود و همسر تاجر نیز به آشپزخانه رفت تا قاشق ها را برای خوردن آش بیاورد.

شاگرد که خجالتی بود و با خودش فکر کرد که تا بهانه ی بیاورد و برای صرف ناهار نزد تاجر و همسرش نباشد و بگوید که که دندانش درد می کند و دستش را بر روی دهانش قرار داد.

زمانی که تاجر به اتاق برگشت و شاگردش را دید که دستش را بر روی دهانش گذاشته است به او گفت که دهانت را سوزاندی؟ چرا در خوردن اینقد عجله کرده اید، باید صبر می کردی تا آش سرد شود و سپس آن را می خوردی. در آن موقع همسر تاجر نیز وارد اتاق شد و قاشق ها را آورده بود به تاجر گفت که چرا اینگونه حرف میزنی؟ آش نخورده و دهان سوخته؟ من تازه قاشق ها را اورده ام. در همان لحظه تاجر متوجه اشتباهش شد و فهمید که چه اشتباهی کرده است.

این ضرب المثل را در زمان های استفاده می کنند که شخصی کار را انجام نداده ولی دیگران به آن تهمت می زنند. مثلا پسرک شاگرد اصلا آش نخورده بود ولی تاجر اینگونه پیش از اینکه چیزی بداند قضاوت کرد که تو اجازه ندادی آش سرد شود و سریع آن را خوردی و دهنت را سوزانده ای .

آش نخورده و دهن سوخته

شتر دیدی ، ندیدی

روزی مردی در صحرا برای پیدا کردن شترش می گشت که در همان حین با پسری برخورد کرد و سراغ شترش را از پسرک گرفت. پسر به او گفت که شتر تو یک چشمش کور بوده ؟ مرد گفت بله همین طور است. پسرگ پرسید: آیا یک سمت بار او شیرین و سمت دیگری ترش بوده است؟ مرد گفت بله. حالا بگو ببینم که شتر من را کجا دیدی و کجاست؟ پسرک در جواب به او گفت من اصلا شتر تو را ندیده ام.

مرد پس از شنیدن این حرف ناراحت شد و پیش خودش اینگونه تصور کرد که حتما پسرت بلایی را بر سر شترش آورده است و پسرک را پیش قاضی برد و برای قاضی ماجرا را گفت.

قاضی وقتی ماجرا را شنید از پسرک پرسید پس اگر تو شتر را ندیده ای چگونه از مشخصات شتر خبر داری؟ پسرک در جواب گفت در راه روی خاک جای پای شتر را دیده ام که تنها یک سبزه های یک سمت را خورده است. اینگونه فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بوده است.

بعد از آن دیدم که در یک سمت راه مگس های زیادتر وجود دارد و از طرف دیگر پشه ها زیادتر هستند. چون مگس از شیرینی خوشش می آید و آن را دوست دارد و پشه ها هم ترشی را دوست دارند اینگونه فکر کرده ام که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و در سمت دیگر ترشی بوده است.

قاضی بعد از اینکه حرف های پسر را شنید از هوش او خوشش امد و به پسر گفت: با وجود اینکه تو گناهی نداشته است ولی زبان تو برایت دردسر به وجود اورده است. از این به بعد شتر دیدی، ندیدی….

شتر دیدی ، ندیدی

زمانی این ضرب المثل را بکار می بردند که پر حرفی سبب ایجاد دردسری شده باشد. برای اینکه آسوده باشی باید کم حرف بزنی و در صحبت کردن کمی تامل کرد و حتما پیش از گفتن حرفی به عاقبت آن دقت کرد. بهتر است به کار دیگران دخالت نکنی و شتر دیدی ،ندیدی…

همان طور که اشاره کرده ایم ، هر ضرب المثلی را که شما در طول روزمره بشنوید قطعا حاکی از یک داستان یا عبارت عبرانگیز است. درست مثل داستان فوق که پسرک با وجود اینکه اصلا شتر را ندیده بود ولی با هوشی که داشت و حرف های که زده بود برای خود درسر درست کرد.

جذابترین ضرب المثل کودکانه

  •  بشنو و باور مكن
  •  دعوا سر لحاف ملا بود
  •  شتر ديدي ، نديدي
  •  كفگير به ته ديگ خورده
loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.